بازار امروز – ۲۶ مرداد ۱۳۹۹

بازار این چند روز به شدت منفی است و یک ریزش به معنای واقعی را تجربه می‌کنیم. از اوایل مرداد در مطالب قبلی راجع به ریسک بالای بازار اخطار داده بودم و اعلام کردم خودم سبدهای تحت مدیریتم را نقد میکنم (مطالعه در اینجا و اینجا و اینجا). گران بودن بازار و افزایش نرخ بهره و کاهش انتظارات تورمی در نهایت دست به دست هم دادند و کار خود را کردند. اینکه برخی دوستان به افزایش ۷ درصدی نرخ بهره در۳ ماه گذشته اهمیتی نمی‌دهند نکته روانشناسی ویژه‌ای است که امیدوارم در آینده فرصتی دست دهد تا در این مورد مطالبی بنویسم. فهم مالی و اقتصاد نیمی از کار یک سرمایه‌گذار است و درک روانشناسی و شناخت خود بخش دیگر. هر کدام از این بخش‌ها نقصی در خود داشته باشند نتیجه‌ی بهینه حاصل نخواهد شد. تمام اطلاعات مورد نیاز برای تشخیص ریزش بازار در دسترس بودند اما افراد کمی هستند که بر روان خود تسلط نسبی دارند و به موقع اطلاعات محیطی را درک کرده و مانع از تاثیر گذاری احساسات بر تصمیم گیری‌های خود ‌می‌شوند.

من این روزها در کناری نشسته‌ام و نظاره‌گر هستم. تا مدت طولانی دست به معامله نخواهم زد. تنها فعالیت من مطالعه است. هم مطالعه اقتصادی و هم مطالعه روانشناسی و هم صورت‌های مالی. فرصت ها در آینده دوباره پدیدار می‌شوند و من برای تشخیص آنها نیاز به بالا بردن دانشم دارم.

سعید میرزاپور

بیشترین توجه من در این روزها: نحوه تامین مالی بودجه

تحولات کسری بودجه دولت مهمترین نکته‌ای است که این روزها باید زیر نظر بگیریم. متاسفانه ده‌ها سال وابستگی به نفت منجر به عدم توسعه ابزارهای مدرن پولی و مالی شده. اما فشارهای خارجی چند سال اخیر، حاکمیت را مجبور به پذیرش برخی ابزار‌های مرسوم درجهان کرده است. امسال هم مواجه شدن با کسری بودجه‌ی نزدیک به ۵۰ درصدی، ارکان مدیریت کشور را برای پیدا کردن راه حل کمتر تورم زا به تکاپو انداخته. در این مورد راه حل‌های زیادی روی میز قرار ندارد و چاره ای جز انتخاب از میان چند گزینه محدود نیست. حدود نیمی از کسری بودجه بالاخره با زور و فشار حل خواهد شد اما برای نیمه دوم اوضاع خیلی پیچیده تر از تصور است. اینجاست که ما به عنوان سرمایه گذار باید گوش و چشم خود را باز کنیم و با تمرکز زیاد تحولات را پیگیری نماییم. نوع تامین مالی این مقدار کسری از دو زاویه برای ما اهمیت دارد. یکی تورم و یکی نرخ بهره. برای همین باید مراقب رفتار دولت در طی چند هفته آتی باشیم. به شخصه فکر می‌کنم حاکمیت ریسک موج بعدی تورم را درک کرده باشد و تمام تلاش خود را جهت تامین مالی کسری بودجه از روش های کمتر تورم زا به کار گیرد. زیرا مواجه شدن با تورم سنگین برای سومین سال متوالی در شرایطی که آینده تحریم‌ها نامشخص است و چشم انداز مثبتی هم از رشد اقتصادی در میان نیست ممکن است زمینه رخداد تورم‌های آنچنانی را ایجاد کند. پس شانس استفاده از ابزارهایی مثل سلف نفتی (در صورت موافقت حاکمیت) و سپس فروش اوراق قرضه با نرخ بهره بالاتر از ۲۲ درصد را بیشتر از روش‌هایی که منجر به رشد شدید پایه پولی شود میدانم. پیش بینی کردن کار درستی نیست پس صبر میکنم تا شواهدی از این موضوع پدیدار شود.

سعید میرزاپور – ۲۳ مرداد ۱۳۹۹

بازار امروز – ۲۱ مرداد ۱۳۹۹

تعجب می‌کنم که تحلیلگران بورس تنها دلیل منفی‌های امروز را عرضه نشدن ETF دارا دوم می‌دانند و اعتقاد به برگشت بورس و ادامه روند صعودی در چند روز آینده دارند. این حجم از سوگیری “Selective perception” یا “دریافت گزینشی” در بین آنها بسیار اعجاب انگیز است. گویی نسبت به تمامی داده‌های اقتصادی و مالی نابینا شده‌اند. نظر شخصی من این است که بازار در این قیمت‌ها بسیار گران است و نرخ بهره بالای ۲۲ درصد نیز اجازه ورود نقدینگی بیش از این را نمی‌دهد تا بتواند بازار را بدون پشتوانه ارزشی (مانند آنچه در چند ماه اخیر رخ داد) به سطوح بالاتر هدایت کند. بازار دچار ناکافی بودن تقاضا است و برای همین با یک خبر منفی کوچک واکنش شدیدی از آن می‌بینیم.

در طی سه هفته اخیر چند بار هشدار دادم که ریسک بازار بسیار بالا است و به انتهای روند صعودی نزدیک هستیم (مطالعه در اینجا، اینجا و اینجا). به شخصه تمام سهام موجود در سبدهای تحت نظارتم را به اوراق بدهی دولتی تبدیل کرده‌ام.

پ.ن: از نظر من عرضه یا عدم عرضه ETF دولتی نشان و دلالتی بر هیج موضوعی ندارد که بخواهد خبری منفی باشد یا مثبت. اهالی بازار عادت دارند برای رشدها و نزول‌های قیمتی دلایل عجیبی بتراشند. در این مورد علت رشد سهام بزرگ بازار را قرار گرفتن آنها در صندوق دارایکم در نظر گرفتند و علت فشار فروش بازار امروز را عدم عرضه دارا دوم تصور می کنند. من این نوع طرز فکر را کاملا مردود می‌دانم بنابراین منظورم از خبر منفی در پاراگراف اول، منفی بودنش از دید اهالی بازار بود و نه از دیدگاه خودم.

سعید میرزاپور

بازار امروز – ۲۰ مرداد ۱۳۹۹

دوستانی که من را دنبال می‌کنند در جریان هستند که باور دارم بازار توان رشد ندارد و به زودی نزول قیمت‌ها آغاز خواهد شد (اینجا و اینجا). حدود دو هفته‌ است که هر روز در حال خالی کردن سبد‌های سرمایه‌گذاری تحت مدیریتم هستم و سهام را با اوراق بدهی دولتی جایگزین می‌کنم. متاسفانه می‌بینم که در کارگزاری‌ها و مشاوره‌های سرمایه گذاری هنوز پیشنهاد خرید به تازه واردها می‌دهند. برخی از روی عدم صداقت و برخی هم از روی دانش کم سرمایه‌های مردم را به خطر می‌اندازند. بسیاری از افرادی که این روزها پول جدید به بورس ‌می‌آورند هیچ اطلاعی از مبانی اقتصاد و سرمایه گذاری ندارند و شکار خوبی برای شیادان دنیای سرمایه گذاری محسوب می‌شوند.

اما برسیم به اتفاق جالب امروز. ابتدای صبح شایعه شد که صندوق ETF دولتی “دارا دوم” که شامل شرکت‌های پالایشی می‌شود منتفی شده و قرار نیست عرضه شود. همین خبر منجر به صف فروش شرکت‌های پالایشی شد. بعد از نیم ساعت این شایعه تکذیب شد و صف فروش پالایشی ها جمع شد و برخی به محدوده مثبت رسیدند. مجددا اعلام شد که خبر درست است و دارا دوم عرضه نخواهد شد و دوباره صف های فروش سنگین شکل گرفت!
به وضوح مشخص است افرادی که در حال خرید این سهام بودند به امید قرار گرفتن آنها در ETF دولتی چشم به امید رشد قیمتی آنها داشتند و مبنای تصمیم گیری ایشان تحلیل و بررسی نبود. این رفتار نمونه‌ای از “Greater fool theory” است – امید به خرید دارایی نه به خاطر ارزشمند بودن بلکه به امید پیدا شدن یک خریدار احمق‌تر در آینده برای فروش به قیمت بالاتر.

باید در گوشه ذهن داشته باشیم:

سهامی که با یک خبر بی‌ربط به ارزش ذاتی‌اش، نوسان شدید منفی می‌کند و بازاری که با یک خبر کوچک به سرعت به محدوده منفی می‌رود در وضعیت معاملاتی خوبی قرار ندارند.

سعید میرزاپور

در وضعیت فعلی بورس مراقب این تله ذهنی باشیم

در مطلب قبلی در تاریخ ۳۱ تیر ماه ۱۳۹۹ اشاره کردم که بازار به انتهای روند صعودی نزدیک شده است. با بررسی‌های این چند روز اخیر بر نظر خودم اطمینان بیشتری پیدا کردم زیرا بازار هر روز یک پله شل تر از قبل معامله می‌شود و حجم تقاضا توان بالا کشیدن قیمت‌ها را ندارد. این نکته شهودی را می‌توانم تایید کوچکی بر تحلیل اصلی‌ام در مورد شرایط بازار در نظر بگیرم.

اگر توجه کنیم این روزها تقریبا نزدیک به ۹۹٪ فعالین بازار در حال دفاع از رشد آن هستند و هرکدام هم استدلال‌های منطقی و غیر منطقی زیادی در اثبات ادامه رشد بازار رو می‌کنند. به عنوان مثال برخی اشاره می‌کنند که روزی ۲ هزار میلیارد تومان نقدینگی جدید در اقتصاد پدیدار می‌شود پس باید روند صعودی بازار ادامه پیدا کند. در نقد این استدلال باید دقت کنیم که بر فرض خوشبینانه اگر نیمی از نقدینگی ایجاد شده راهی بازار سهام شود و نیمه دوم آن بازارهای کالا و بازارهای دارایی دیگر (ارز، مسکن و …) را هدف خود قرار دهد باز هم ۱ هزار میلیارد تومان در این روزهای بازار عدد قابل توجهی نیست. چند ماه قبل که حجم معاملات خیلی پایین تر از اینها بود و بازار سهام نیز انقدر بزرگ نشده بود، ورود این مقدار پول جدید به بورس می‌توانست غوغا به پا کند اما روزانه ۱ هزار میلیارد تومان در بازار امروز که ۸ میلیون میلیارد ارزش دارد عددی به حساب نمی‌آید که بخواهد بدون پشتوانه ارزش ذاتی ضامن رشد بازار باشد. پس اشاره به تولید این مقدار نقدینگی به عنوان تنها علت ادامه روند صعودی در زمانی که خود سهام ارزندگی ندارد استدلال خوبی نیست.

به این استدلال اشتباه اشاره کردم تا به یک نکته مهم بپردازم. داستان از این قرار است که روندهای صعودی بالاخره خود را با بزرگ شدن خفه‌ می‌کنند! آنقدر پول وارد بازار می‌شود و ارزش آن را آنقدر بالا ‌می‌برد که دیگر پول‌های جدید پاسخگوی رشد مجدد آن نیستند. این خفه شدن اتفاقا در اوج خوشبینی رخ می‌دهد. همه منتظر صعود مجدد هستند و عرضه مثل همیشه طبیعی است و اتفاق خاصی رخ نداده اما این تقاضا است که توان بالا بردن قیمت‌ها را ندارد. برخی به اشتباه تصور می‌کنند مشکل همیشه از سمت عرضه‌ی ناگهانی شروع می‌شود اما اینطور نیست بلکه در انتهای روند‌های صعودی اکثرا تقاضا است که نمی‌تواند به دلایل اقتصادی مختلف (مانند افزایش نرخ بهره یا تغییرات قابل توجه در روش تامین مالی کسری بودجه) بیش از این بالا رود. در چنین شرایطی بازی ریزش قیمت‌ها با کمبود تقاضا شروع ‌می‌شود و زمانی که اهالی بازار پی به رخداد آن بردند با افزایش عرضه ادامه پیدا می‌کند. به همین دلیل است که بیشتر سرمایه گذاران گرفتار ریزش می‌شوند. چون می‌بینند اتفاق خاصی رخ نداده و عرضه هم طبیعی است پس نتیجه‌ می‌گیرند اوضاع خوب است . فراموش نکنیم که این یک تله ذهنی است که مغز ما برای خودمان می‌سازد و باعث می‌شود تمام توجه ما به سمت عرضه معطوف شود و نگران سمت تقاضا نباشیم.

سعید میرزاپور – ۶ مرداد ۱۳۹۹

این مطلب را ابتدا در ویرگول منتشر کردم (اینجا)

آیا در شرایط کنونی مالی کلاسیک دیگر پاسخگوی تحلیل‌های سرمایه گذاری نیست؟

کم کم به پایان روند صعودی شاخص بورس نزدیک می‌شویم. بیش از ۲ سال رشد شگفت انگیز و کم سابقه در جهان به زودی به انتها خواهد رسید. رشدی که اکثر قدیمی‌های بازار را غافلگیر نمود و منجر به این شد که مبانی کلاسیک تحلیل بنیادی از نظر تازه واردها و حتی بسیاری از تحلیلگرها زیر سوال برود. نسبت‌های P/E و P/S و انواع دیگر نسبت‌های مالی که دهه‌ها است مبنای بسیاری از تحلیل‌های سرمایه گذاری را شکل می‌دهند با صعودهای چند صد درصدی ماه‌های اخیر تقریبا به شوخی تبدیل شده‌اند.

اما آیا دوران جدیدی از راه رسیده و باید سبک و روش جدیدی برای تحلیل شرکت‌ها خلق کنیم؟ آیا واقعا روش‌های کلاسیک ارزش خود را از دست داده‌اند؟
واقعیت این است که هر بار حباب دارایی‌ها شکل می‌گیرد جملاتی از این دست زیاد می‌شنویم:
“روش‌های قدیمی تحلیل دیگر پاسخگوی بازار امروز نیست”
“باید مبانی تحلیل خود را عوض کنیم چون بازار به آن‌ها اهمیتی نمی‌دهد”
“ارزش جایگزینی این شرکت خیلی بالاتر از این‌ها است”

بهتر است توجه داشته باشیم که این نوع طرز فکرها بارها و بارها در هر حبابی تکرار می‌شود. چه حباب‌های کوچک و چه حباب‌های بزرگ. هر چه حباب بزرگتر باشد کنشگران بازار حجم بیشتری از دانش کلاسیک مالی را زیر سوال می‌برند تا جایی که این روزها متغیرهای کلانی مثل “نرخ بهره بدون ریسک” پارامتری بی اهمیت در تحلیل قلمداد می‌شود. شگفت انگیز آنکه تحلیلگران و مالی خوانده‌ها زودتر از دیگران به این یقین می‌رسند که باید روش‌هایی که در دانشگاه آموخته‌اند دور بریزند و فراموش می‌کنند تمام دانش مالی و اقتصادی که جمع کرده‌اند قرار بوده در چنین شرایط دشوار و پیچیده‌ای یک راهنما برای گرفتن تصمیم‌های صحیح‌تر باشد. با این نوع نگرش، درست در زمانی که نیاز به استفاده از این آموخته‌ها افزایش یافته آن را کنار می‌گذارند و در نتیجه بر پیچیدگی اوضاع می‌افزایند. در نبود روش‌های منطقی تحلیل، فضا برای حکمرانی استدلال‌های بی ارزش گسترش ‌می‌یابد و در نهایت اکثر افراد نسبت به واقعیت‌های بازار نابینا می‌شوند. بدین گونه است که متغیر مهمی مانند نرخ بهره بانکی گویی هیچوقت وجود خارجی نداشته و هیچ زمانی تنظیم کننده انتظارات سرمایه گذاری نبوده است.

بنابراین یکی از مهمترین درس‌هایی که باید فرابگیریم رفتار تکراری انسان‌ها در سیکل‌های مختلف بازار است. باید قبول کنیم تفاوتی که هر بار از آن دم می‌زنند و بر اساس آن به دنبال تغییر مبانی تحلیل هستند در اصل یک تفاوت نیست بلکه یک شباهت عجیب است! شباهت از این جهت که در هر دوره تشکیل حباب دارایی، افرادی این بار را متفاوت می‌پندارند و دست به معاملات غیر عقلانی می‌زنند و پس از ریزش بازار دوباره به اصول بازمی‌گردند و مجددا با رشد بازار اصول را ناکارآمد می‌پندارند. اگر از زاویه مناسبی بازار را مشاهده کنیم می‌توانیم از این رفتار انسان به عنوان یک Indicator در تحلیل‌ها استفاده نماییم. همانطور که شاخص‌های قیمتی و درآمدی گواه‌های خوبی در یک تحلیل هستند، شاخص‌های رفتاری نیز برای یک معامله‌گر موفق می‌تواند نقش مهمی ایفا کند.

سعید میرزاپور – ۳۱ تیر ۱۳۹۹

این مطلب را ابتدا با عنوان “بورس، بهار تابستان پاییز زمستان و دوباره بهار” در ویرگول منتشر کردم (اینجا)