در وضعیت فعلی بورس مراقب این تله ذهنی باشیم

در مطلب قبلی در تاریخ ۳۱ تیر ماه ۱۳۹۹ اشاره کردم که بازار به انتهای روند صعودی نزدیک شده است. با بررسی‌های این چند روز اخیر بر نظر خودم اطمینان بیشتری پیدا کردم زیرا بازار هر روز یک پله شل تر از قبل معامله می‌شود و حجم تقاضا توان بالا کشیدن قیمت‌ها را ندارد. این نکته شهودی را می‌توانم تایید کوچکی بر تحلیل اصلی‌ام در مورد شرایط بازار در نظر بگیرم.

اگر توجه کنیم این روزها تقریبا نزدیک به ۹۹٪ فعالین بازار در حال دفاع از رشد آن هستند و هرکدام هم استدلال‌های منطقی و غیر منطقی زیادی در اثبات ادامه رشد بازار رو می‌کنند. به عنوان مثال برخی اشاره می‌کنند که روزی ۲ هزار میلیارد تومان نقدینگی جدید در اقتصاد پدیدار می‌شود پس باید روند صعودی بازار ادامه پیدا کند. در نقد این استدلال باید دقت کنیم که بر فرض خوشبینانه اگر نیمی از نقدینگی ایجاد شده راهی بازار سهام شود و نیمه دوم آن بازارهای کالا و بازارهای دارایی دیگر (ارز، مسکن و …) را هدف خود قرار دهد باز هم ۱ هزار میلیارد تومان در این روزهای بازار عدد قابل توجهی نیست. چند ماه قبل که حجم معاملات خیلی پایین تر از اینها بود و بازار سهام نیز انقدر بزرگ نشده بود، ورود این مقدار پول جدید به بورس می‌توانست غوغا به پا کند اما روزانه ۱ هزار میلیارد تومان در بازار امروز که ۸ میلیون میلیارد ارزش دارد عددی به حساب نمی‌آید که بخواهد بدون پشتوانه ارزش ذاتی ضامن رشد بازار باشد. پس اشاره به تولید این مقدار نقدینگی به عنوان تنها علت ادامه روند صعودی در زمانی که خود سهام ارزندگی ندارد استدلال خوبی نیست.

به این استدلال اشتباه اشاره کردم تا به یک نکته مهم بپردازم. داستان از این قرار است که روندهای صعودی بالاخره خود را با بزرگ شدن خفه‌ می‌کنند! آنقدر پول وارد بازار می‌شود و ارزش آن را آنقدر بالا ‌می‌برد که دیگر پول‌های جدید پاسخگوی رشد مجدد آن نیستند. این خفه شدن اتفاقا در اوج خوشبینی رخ می‌دهد. همه منتظر صعود مجدد هستند و عرضه مثل همیشه طبیعی است و اتفاق خاصی رخ نداده اما این تقاضا است که توان بالا بردن قیمت‌ها را ندارد. برخی به اشتباه تصور می‌کنند مشکل همیشه از سمت عرضه‌ی ناگهانی شروع می‌شود اما اینطور نیست بلکه در انتهای روند‌های صعودی اکثرا تقاضا است که نمی‌تواند به دلایل اقتصادی مختلف (مانند افزایش نرخ بهره یا تغییرات قابل توجه در روش تامین مالی کسری بودجه) بیش از این بالا رود. در چنین شرایطی بازی ریزش قیمت‌ها با کمبود تقاضا شروع ‌می‌شود و زمانی که اهالی بازار پی به رخداد آن بردند با افزایش عرضه ادامه پیدا می‌کند. به همین دلیل است که بیشتر سرمایه گذاران گرفتار ریزش می‌شوند. چون می‌بینند اتفاق خاصی رخ نداده و عرضه هم طبیعی است پس نتیجه‌ می‌گیرند اوضاع خوب است . فراموش نکنیم که این یک تله ذهنی است که مغز ما برای خودمان می‌سازد و باعث می‌شود تمام توجه ما به سمت عرضه معطوف شود و نگران سمت تقاضا نباشیم.

سعید میرزاپور – ۶ مرداد ۱۳۹۹

این مطلب را ابتدا در ویرگول منتشر کردم (اینجا)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *