آیا در شرایط کنونی مالی کلاسیک دیگر پاسخگوی تحلیل‌های سرمایه گذاری نیست؟

کم کم به پایان روند صعودی شاخص بورس نزدیک می‌شویم. بیش از ۲ سال رشد شگفت انگیز و کم سابقه در جهان به زودی به انتها خواهد رسید. رشدی که اکثر قدیمی‌های بازار را غافلگیر نمود و منجر به این شد که مبانی کلاسیک تحلیل بنیادی از نظر تازه واردها و حتی بسیاری از تحلیلگرها زیر سوال برود. نسبت‌های P/E و P/S و انواع دیگر نسبت‌های مالی که دهه‌ها است مبنای بسیاری از تحلیل‌های سرمایه گذاری را شکل می‌دهند با صعودهای چند صد درصدی ماه‌های اخیر تقریبا به شوخی تبدیل شده‌اند.

اما آیا دوران جدیدی از راه رسیده و باید سبک و روش جدیدی برای تحلیل شرکت‌ها خلق کنیم؟ آیا واقعا روش‌های کلاسیک ارزش خود را از دست داده‌اند؟
واقعیت این است که هر بار حباب دارایی‌ها شکل می‌گیرد جملاتی از این دست زیاد می‌شنویم:
“روش‌های قدیمی تحلیل دیگر پاسخگوی بازار امروز نیست”
“باید مبانی تحلیل خود را عوض کنیم چون بازار به آن‌ها اهمیتی نمی‌دهد”
“ارزش جایگزینی این شرکت خیلی بالاتر از این‌ها است”

بهتر است توجه داشته باشیم که این نوع طرز فکرها بارها و بارها در هر حبابی تکرار می‌شود. چه حباب‌های کوچک و چه حباب‌های بزرگ. هر چه حباب بزرگتر باشد کنشگران بازار حجم بیشتری از دانش کلاسیک مالی را زیر سوال می‌برند تا جایی که این روزها متغیرهای کلانی مثل “نرخ بهره بدون ریسک” پارامتری بی اهمیت در تحلیل قلمداد می‌شود. شگفت انگیز آنکه تحلیلگران و مالی خوانده‌ها زودتر از دیگران به این یقین می‌رسند که باید روش‌هایی که در دانشگاه آموخته‌اند دور بریزند و فراموش می‌کنند تمام دانش مالی و اقتصادی که جمع کرده‌اند قرار بوده در چنین شرایط دشوار و پیچیده‌ای یک راهنما برای گرفتن تصمیم‌های صحیح‌تر باشد. با این نوع نگرش، درست در زمانی که نیاز به استفاده از این آموخته‌ها افزایش یافته آن را کنار می‌گذارند و در نتیجه بر پیچیدگی اوضاع می‌افزایند. در نبود روش‌های منطقی تحلیل، فضا برای حکمرانی استدلال‌های بی ارزش گسترش ‌می‌یابد و در نهایت اکثر افراد نسبت به واقعیت‌های بازار نابینا می‌شوند. بدین گونه است که متغیر مهمی مانند نرخ بهره بانکی گویی هیچوقت وجود خارجی نداشته و هیچ زمانی تنظیم کننده انتظارات سرمایه گذاری نبوده است.

بنابراین یکی از مهمترین درس‌هایی که باید فرابگیریم رفتار تکراری انسان‌ها در سیکل‌های مختلف بازار است. باید قبول کنیم تفاوتی که هر بار از آن دم می‌زنند و بر اساس آن به دنبال تغییر مبانی تحلیل هستند در اصل یک تفاوت نیست بلکه یک شباهت عجیب است! شباهت از این جهت که در هر دوره تشکیل حباب دارایی، افرادی این بار را متفاوت می‌پندارند و دست به معاملات غیر عقلانی می‌زنند و پس از ریزش بازار دوباره به اصول بازمی‌گردند و مجددا با رشد بازار اصول را ناکارآمد می‌پندارند. اگر از زاویه مناسبی بازار را مشاهده کنیم می‌توانیم از این رفتار انسان به عنوان یک Indicator در تحلیل‌ها استفاده نماییم. همانطور که شاخص‌های قیمتی و درآمدی گواه‌های خوبی در یک تحلیل هستند، شاخص‌های رفتاری نیز برای یک معامله‌گر موفق می‌تواند نقش مهمی ایفا کند.

سعید میرزاپور – ۳۱ تیر ۱۳۹۹

این مطلب را ابتدا با عنوان “بورس، بهار تابستان پاییز زمستان و دوباره بهار” در ویرگول منتشر کردم (اینجا)